خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: ۸ سپتامبر ۲۰۲۲، کاخ باکینگهام در اعلامیهای رسمی خبر فوت الیزابت دوم ملکه انگلستان را به جهان اعلام کرد. وی در حالی درگذشت که علاوه بر پادشاهی بریتانیا و ایرلند شمالی، در ممالک ۱۴ کشور دیگر نیز به عنوان ملکه شناخته میشود. حافظه تاریخی ما ایرانیان با تمام فراز و نشیبهای مختلفی که نسبت به هریک از قدرتهای جهانی تجربه کرده، نگاه بهشدت منفی به نام انگلستان دارد. انگلستان در طول سلطنت الیزابت دوم با آنکه از سوی دو بلوک شرق و غرب محدود شده بود اما موفق شد بخش وسیعی از مستعمرات خود را در سطح جهان حفظ کند. دیگر پرده انگلستان در دوران الیزابت همکاری میان لندن و واشنگتن برای دخالت در امور کشورهای مستقل یا حاضر در بلوک شرق بود. همکاری که تا امروز در قالب جنگ، کودتا، انقلاب و … در مناطق مختلف جهان ادامه داشته است.
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
با نزدیک شدن به تابستان ۱۳۳۲، نیروهای سیاسی حامی سلطنت و انگلستان با کارشکنی در کار دولت دکتر مصدق و همچنین ایجاد اختلاف میان شخص نخست وزیر و آیتالله کاشانی زمینه برای تغییر نظام سیاسی وقت فراهم میشود. انگلیسیها تصور میکردند که مصدق سیاستمدار پوپولیستی است که با تضعیف نهاد سلطنت، ایران را تقدیم به کمونیستها (حزب توده) خواهد کرد. لندن برای دست اندازی مجدد به نفت ایران سه سیاست تهدید نظامی، فشار دیپلماتیک و تحریم اقتصادی را دنبال کرد اما هیچکدام کارساز نبود.. در این دوران ظاهراً طرف انگلیسی برای حل مسائل نفتی از گزینه مذاکره سخن میگوید اما در اقدام به تحریم نفت ایران، ارسال کشتیهای جنگی به خلیج فارس و شکایت از ایران در دادگاه بینالمللی لاهه را دنبال میکند. در نهایت دولت وقت انگلستان به رهبری وینستون چرچیل موفق شد تا با جلب نظر دولت آیزنهاور عملیات آژاکس را با رمز «دقیقا نصف شب است» که از رادیو بیبیسی پخش شد به سرانجام رسانده، دولت ملی مصدق را سرنگون کند و زمینه برای بازگشت شاه فراری به کشور را فراهم آورد.
این کودتا در حالی صورت گرفت که تنها دو ماه از تاجگذاری ملکه الیزابت دوم گذشته بود. در آن زمان برداشت اشتباهی نسبت به یک نامه مبهم منتسب به ملکه الیزابت باعث شد تا آمریکاییها نسبت به بقای شاه امیدوار شوند و با در اختیار قراردادن این نامه به شخص محمدرضا نظر وی درباره فرار از کشور را تغییر دهند. همکاری سرویسهای جاسوسی «ام آی ۶» و «سیا» در کودتای فضلالله زاهدی سبب سقوط دولت ملی ایران و حاکم شدن نظام استبدادی در ایران شد. البته این تنها اقدام لندن علیه امنیت و منافع ما ایرانیان در زمان سلطنت ملکه الیزابت نبوده است؛ اما به عنوان تجربه تلخ تاریخی نقش پر رنگی در حافظه تاریخ مردم ایران دارد. تجربهای که سبب میشود تا آستانه ورود به قرن پانزدهم شمسی، همچنان به مرور خاطرات گذشته پرداخته و دلیل بیاعتمادی خود به لندن را مرور کنیم.
کودتای آلبانی
در سال ۱۹۵۳ یکسال پس از به قدرت رسیدن ملکه الیزابت، انگلستان و ایالاتمتحده آمریکا با هدف مقابله با نفوذ شوروی در اروپای مرکزی در هماهنگی با یکدیگر تصمیم گرفتند تا کودتایی را در آلبانی صورت دهند. در آن دوران آلبانی همچنان کشوری فقیر و در جریان این کودتا ضد کمونیستی حداقل ۳۰۰ نفر کشته شدند. سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و انگلیس با حمایت از نیروهای جبهه ملی و که در اردوگاه آوارگان یونان، ترکیه و ایتالیا مستقر بودند، با همکاری جریان سلطنت طلب عملیات خود را اجرایی کردند. در سال ۲۰۰۶ حدود ۲۳۰۰ صفحه سند از سوی سازمان «سیا» تحت عنوان قانون افشای جنایات نازیها منتشر شد و این راز سر به مهر در خصوص دخالت لندن در امور داخلی آلبانی فاش شد.
آتش جنگ در کانال سوئز
با روی کارآمدن افسران آزاد در مصر و قدرتگیری جمال عبدالناصر، وی تصمیم گرفت تا به مانند مصدق، در برابر انگلستان ایستاده و حقوق مردم خود را از چنگ استعمار خارج کند. در سال ۱۹۵۶ جمال تصمیم میگیرد تا کنترل و اداره امور کانال سوئز را «ملی» اعلام کند. در سوی مقابل انگلستان با همراهی فرانسه و رژیم صهیونیستی با هدف کنار زدن عبدالناصر و بازپس گیری کانال سوئز به خاک مصر حمله کردند آمریکا، شوروی و سازمان ملل برای جلوگیری از تشدید بحران در کانال سوئز و اخلال در عبور و مرور مسیر کشتیرانی جهانی تصمیم گرفتند تا نقش میانجیگر را به عهده بگیرند. با وساطت قدرتهای ذی نفع در بازگشت آرامش به امور جاری کانال سوئز قوای ملکه مجبور به عقب نشینی شده و موقعیت «پان عربیست» ها در مصر تقویت شد. این اتفاق یکی از تجربههای تحقیرآمیز برای نیروهای استعمارگر در منطقه شمال آفریقا محسوب میشود.
کودتای عراق
با انعقاد قرارداد سری سایکس- پیکو سرزمین عراق یکی از مناطقی بود که کنترل آن به دست انگلیسیها سپرده شد. لندن برای اداره امور جهان عرب (که به ایشان قول استقلال از امپراتوری عثمانی و شکلگیری کشور متحد عربی داده بود)، بهویژه اداره منطقه حجاز به شریف حسین وعده داده بود. پس از پایان جنگ اول جهانی و پیروزی انگلیس در این نبرد، لندن به وعده خود پشت کرد و خاندان آل سعود را به عنوان حاکم عربستان برگزید. با این حال در سال ۱۹۲۱ پادشاهی عراق توسط فیصل یکم تشکیل شد. با این حال عمر این حکومت انگلیسی زیاد به درازا نینجامید و با کودتای عبدالکریم سقوط کرد و نظام جمهوری (بعث) برپا شد. با این حال انگلیس نفوذ خود را در این منطقه حفظ کرد و در جریان جنگ ۸ ساله میان ایران انقلابی و عراق، لندن حمایت سیاسی، اطلاعاتی و نظامی قابل توجهی از صدام انجام داد.
نبرد فالکلند
با آنکه در دهه ۸۰ میلادی دیگر نشانه برجستهای از دوران استعمار در نقاط مختلف جهان پابرجا نبود اما مارگارت تاچر «بانو آهنین» انگلیس با تأیید ملکه تصمیم گرفت تا یکی از بزرگترین جنگهای قرن بیستم را در مجمع الجزایر واقع در اقیانوس اطلس را که از ۱۸۳۳ جز مستعمارات انگلستان بوده، آغاز کند. در جریان این نبرد قوای انگلیس ضمن لشگرکشی به جزایر فالکلند به ساندویچ جنوبی و جزایر جورجیای جنوبی نیز لشگرکشی کردند و پس از ۷۴ روز کنترل این مناطق را از دست آرژانتین باز پس گرفتند. در جریان این جنگ ۶۴۹ آرژانتینی و ۲۵۵ انگلیسی کشته شدند. حاکم وقت آرژانتین یعنی لئوپولدو گالتیری از اریکه قدرت به زیر کشیده و به زندان افتاد.
بهره سخن
دوران ملکه الیزابت هم پس از ۷۰ سال سلطنت به اتمام رسید. در دوران سلطنت وی نظام بینالملل دستخوش تحولات سترگی شد و دیگر انگلستان آن امپراتوری قدرتمندی نبود که «آفتاب در قلمرو آن غرب نمیکرد!» با پایان جنگ جهانی دوم ایالاتمتحده آمریکا و شوروی به عنوان دو ابر قدرت ظاهر شده و بهتدریج زمینه استقلال و جدایی مستعمرات از انگلیس فراهم آمد. با این حال لندن سیاست توسعه طلبانه و غیر انسانی خود در قبال کشورهای جهان سوم؛ بهویژه ایران را همچنان حفظ کرد. البته دخالتهای انگلیس تنها محدود به جغرافیای ایران نمیشود. بحران کانال سوئز، قتل عام مردم ایرلند شمالی، کودتای آلبانی، مشارکت در کشتار مردم عراق، افغانستان، سوریه و یمن بخشی از کارنامه خونین الیزابت دوم است. حال باید منتظر ماند و دید که آیا چارلز سوم مسیر «ملکه کودتا» را ادامه خواهد داد یا آنکه به تغییر راهبرد سیاست خارجی این کشور کمک خواهد کرد. شاید قدم اول در این مسیر اجازه دادن به ملتهای تحت قلمرو پادشاهی انگلستان باشد که خود درباره نوع حکومت یا استقلال شأن تصمیم گیری کنند و از لندن درباره سرنوشت آنها تصمیم گیری نشود.
* محمد بیات، کارشناس مسائل بین الملل
نظر شما